X
تبلیغات
به عشق سياوش - متن ترانه های سیاوش قمیشی
دسته بندی :
 
 
» ترانه : از عشق تو
» آلبوم : حکايت
» خواننده : سياوش قميشي
» ترانه سرا : مسعود فردمنش
» آهنگساز : سياوش قميشي
» تنظيم کننده : آندرانيک



اگه از عشق ميشه قصه نوشت
ميشه از عشق تو گفت
ميشه با ستاره هاي چشم تو
مغرب نو مشرق نو برپا کرد
ميشه از برق نگات
خورشيد و خاکستر کرد
ميشه از گندمياي سر زلفت
يه عالم شعر نوشت
آره
از عشق تو ديوونگي هم عالميه
آره از عشق تو مردن داره
ميشه از عشق تو مرد و
ديگه از دست همه راحت شد
ميشه از عشق تو مرد و
ديگه از دست تو هم راحت شد
آره
از عشق تو ديوونگي هم عالميه
اگر از عشق ميشه قصه نوشت
 
» ترانه : بچه ها
» آلبوم : حکايت
» خواننده : سياوش قميشي
» ترانه سرا : مسعود فردمنش
» آهنگساز : سياوش قميشي
» تنظيم کننده : آندرانيک



و چه اين جمله به فکر همگي افتاده
بچه ها را چه کنيم
بچه ها مي رقصند
بچه ها مي خوانند
اين طرقيست که در خاطرشان مي ماند
اي فلاني دو سه خطي بنويس
ساده تر رنگي تر در پي قافيه و وازه نباش
سوزه ي امروزي بگذر از دل سوزي
ل له ها يي همه دل سوزتر از مادرشان
بيخيال از غم فردايي و از عاقبت و اخرشان

من هنوز معتقدم ميشود عشق به انها اموخت
ميشود در بدر وازه بازار نبود
ميتوان تقديم کرد
و پشيزي به پشيزي نفروخت
ميتوان عشق به انها اموخت
 
 
» ترانه : چوپان
» آلبوم : حکايت
» خواننده : سياوش قميشي
» ترانه سرا : مسعود فردمنش
» آهنگساز : مسعود فردمنش
» تنظيم کننده : آندرانيک



هراسهاي بيهوده
تا بوده همين بوده
فرزندهاي مشروع
شرع قانون
و تباهي پوچي
بيهودگي و عمر ميرسد
به سي پنجاه هفتاد
و حاصل چند فرزند
و چندين نواده
و اين است ضمانت زندگي
گوسفدان آبادي بالا
چه فرق دارد آبادي پايين

چوپانها سر مست
مغرور
سر شير است
پنير هست
و ماستهاي ترشيده
و گه گاهي
گرگهاي دريده
و در هر جشني
و در هر عذايي
سري بريده
من رفتم
ميروم جايز نيست
من رفتم
من رفتم و حديث گفتم
چوپان به از گوسفند
آزادي به از بند
چه با لبخند چه بي لبخند
آزادي به از بند
 
 
» ترانه : درياي طوفاني
» آلبوم : حکايت
» خواننده : سياوش قميشي
» ترانه سرا : مسعود فردمنش
» آهنگساز : سياوش قميشي
» تنظيم کننده : آندرانيک



کسي آمد که حرف عشقو با ما زد !
دل ترسوي ما هم دل به دريا زد !
به يک درياي طوفاني دل ما رفته مهماني ...
چه دوره ساحلش از دور پيدا نيست ...
يه عمري راهه و در قدرت ما نيست ...
بايد پارو نزد وا داد ! بايد دل رو به دريا داد !
خودش مي بردت هر جا دلش خواست ...
به هر جا برد بدون ساحل همونجاست ...
به اميدي که ساحل داره اين دريا !
به اميدي که آروم ميشه تا فردا !
به اميدي که اين دريا فقط شاه ماهي داره !
به عشقي که نمي بيني شباشو بي ستاره !
دل ما رفته مهماني به يک درياي طوفاني ...
بايد پارو نزد وا داد ! بايد دل رو به دريا داد !
خودش مي بردت هر جا دلش خواست ...
به هر جا برد بدون ساحل همونجاست ...
 
 
» ترانه : گم کرده
» آلبوم : حکايت
» خواننده : سياوش قميشي
» ترانه سرا : مسعود فردمنش
» آهنگساز : سياوش قميشي
» تنظيم کننده : آندرانيک


واي بر من
گر تو آن گم کرده ام باشي
که بس دور است بين ما
که اين سو که اين سو
پيرمردي با سپيدي هاي مو
و هزاران بار مردن رنج بردن
با خمي در قامت از اين راه دشوار
که اين سو
دستها خوشکيده
دل مرده
به ظاهر خنده اي بر لب
و گاهي حرفهاي پيچ در پيچ
و هم هيچ
و گه گاهي و گه گاهي
دو خط شعري
که گوياي همه چيز است و خود ناچيز

و گه گاهي دو خط شعري
که گوياي همه چيز است و خود ناچيز
واي بر من
گر تو آن گم کرده ام باشي
گر تو آن گم کرده ام باشي
واي بر من
گر تو آن گم کرده ام باشي
که بس دور است بين ما
که آن سو که آن سو
نازنيني غنچه اي شاداب و
صدها آرزو بر دل
دلي گهواره عشقي
که چندي بيش نيست شايد
و از بازيچه بودن سخت بيزاريست
واي بر من
گر تو آن گم کرده ام باشي
که بس دور است بين ما
و عاشق گشتن و عاشق نمودن
سخت دشوار است
 
 
» ترانه : هر دوي ما
» آلبوم : حکايت
» خواننده : سياوش قميشي
» ترانه سرا : مسعود فردمنش
» آهنگساز : سياوش قميشي
» تنظيم کننده : آندرانيک



گر حال تو هم چون
منه آشفته خراب است
گر خواهش دلهاي منو تو
بي حساب است
اي واي به حال هر دوي ما
اي واي به حال هر دوي ما
 
 
» ترانه : حکايت
» آلبوم : حکايت
» خواننده : سياوش قميشي
» ترانه سرا : مسعود فردمنش
» آهنگساز : سياوش قميشي
» تنظيم کننده : آندرانيک


با تو، حكايتي دگراين دل ما بسر كند
شب سياه قصه ، را هواي تو سحر كند
باور ما نميشود ، در سر ما نميرود
از گذر سينه ما يار دگر گذر كند
شكوه بسي شنيده ام از دل درد كشيده ام
كور شوم جز تو اگر زمزمه اي دگر كند
چاره كار ما تويي ،‌ ياور و يار ما تويي
توبه نميكند اثر ، مرگ مگر اثر كند
مجرم آزاده منم ، تن به جزا داده منم
قاضي درگاه تويي ، حكم سحر گاه تويي

با تو حكايتي دگر ، اين دل ما بسر كند
شب سياه قصه را ، هواي تو سحر كند
باور ما نميشود ، در سر ما نميرود
از گذر سينه ما يار دگر گذر كند
شكوه بسي شنيده ام از دل درد كشيده ام
كور شوم جز تو اگر زمزمه اي دگر كند
مقصد و مقصودم تويي ، عشقم و معبودم تويي
از تو حذر نميكنم ، سايه مگر سفر كند
چاره كار ما تويي ،‌ ياور و يار ما تويي
توبه نميكند اثر ، مرگ مگر اثر كند
 
 
» ترانه : اون روزها
» آلبوم : حکايت
» خواننده : سياوش قميشي
» ترانه سرا : مسعود فردمنش
» آهنگساز : سياوش قميشي
» تنظيم کننده : آندرانيک



اون روزا ما دلي داشتيم
واسه بردن جوني داشتيم
واسه مردن کسي بوديم
کاري داشتيم
پاييز و بهاري داشتيم
تو سرا ما سري داشتيم
عشقي و دلبري داشتيم

اون روزا ما دلي داشتيم
واسه بردن جوني داشتيم
واسه مردن کسي بوديم
کاري داشتيم
پاييز و بهاري داشتيم
تو سرا ما سري داشتيم
عشقي و دلبري داشتيم

کسي آمد که حرف عشق را با ما زد
دل ترسوي ما هم دل به دريا زد
به يک درياي توفاني
دل ما رفته مهماني
چه دور ساحلش
از دور پيدا نيست
يک عمري راه و در قدرت ما نيست
بايد پارو نزد وا داد
بايد دل رو به دريا داد
خودش ميبردت هرجا دلش خواست
به هرجا برد بدون ساحل همونجاست
به اميدي که ساحل داره اين دريا
به اميدي که آروم ميشه تا فردا
به اميدي که اين دريا فقط شاه ماهي داره
به عشقي که نميبيني شباشو بي ستاره
دل ما رفته مهماني
به يک درياي طوفاني
بايد پارو نزد وا داد
بايد دل رو به دريا داد
خودش ميبردت هرجا دلش خواست
به هرجا برد بدون ساحل همونجاست
 
 
» ترانه : پرنده هاي قفسي
» آلبوم : حکايت
» خواننده : سياوش قميشي
» ترانه سرا : مسعود فردمنش
» آهنگساز : سياوش قميشي
» تنظيم کننده : آندرانيک



پرنده هاي قفسي عادت دارن به بيکسي
عمرشون بي هم نفس کز ميکنن کنج قفس

نميدونن سفر چيه
عاشق دربه در کيه
هر کي بريزه شادونه فکر ميکنن خداشونه
يه عمره بي حبيبن
با آسمون غريبن
اين همه نعمت اما هميشه بي نصيبن

چميدونن به چي ميگن ستاره
چميدونن دنيا کيا بهاره
چميدونن عاشق ميشه چه آسون پرنده زير بارون
تو آسمون نديدن خورشيد چه نوري داره
چشمه ي کوه مشرق چه راه دوري داره

قفس به اين بزرگي کاشکي پرنده بودم
مهم نبود پريدن ولي برنده بودم
فرقي نداره وقتي ندوني و نبيني
غصت ميگيره وقتي ميدوني و ميبيني
غصت ميگيره وقتي ميدوني و ميبيني

چميدونن به چي ميگن ستاره
چميدونن دنيا کيا بهاره
چميدونن عاشق ميشه چه آسون پرنده زير بارون

پرنده هاي قفسي عادت دارن به بيکسي
عمرشون بي هم نفس کز ميکنن کنج قفس

نميدونن سفر چيه
عاشق دربه در کيه
هر کي بريزه شادونه فکر ميکنن خداشونه
يه عمره بي حبيبن
با آسمون غريبن
اين همه نعمت اما هميشه بي نصيبن


چميدونن به چي ميگن ستاره
چميدونن دنيا کيا بهاره
چميدونن عاشق ميشه چه آسون پرنده زير بارون

خواننده : سیاوش قمیشی

آهنگساز : سیاوش قمیشی

شعر : امیر

آهنگ: قصه امیر

آلبوم : قصه امیر

 

***بارون امشب توی ایوون***
مثل آزادی تو زندون

بی صفا بی تحرک بی ریا بود
توی زندون میکنه جون

مرد با همت میدون
توی فکر رای فرجام امیره

بی سرانجام ،نداره حتی رفیقی
که بگه دردشو

درد دیدن و نگفتن
بی سرانجام توی فکر آسمونه

که بباره
بلکه تو قطره ی بارون

بتونه اشک خدا رو هم ببینه

نمی دونه حتی اشک هم

دیگه فایده ای نداره


آهنگ : دنبال خودت نگرد

خواننده : سیاوش قمیشی

آهنگساز : سیاوش قمیشی

لای برگای کتابا دنبال خودت نگرد

تو غبارا تو سرابا دنبال خودت نگرد
گم نکن خودت را تو دنیای تردید و دروغ
زیر آوار نقابا دنبال خودت نگرد

باورش کن من تازه رو خود خود توئه
اون غریبه که بلای جون تو شده توئه
صورتت برام نقابه خودتو نشون بده
اون که تن میده به هر نقابی که مده توئه

گاهی وقتا آینه هم دروغ میگه
گاهی وقتا صورتت مال تو نیست
گاهی حتی توی آینه خودتو اشتباه میگیری با یکی دیگه

باورش کن من ساده رو خود خود توئه
اون غریبه که بلای جون تو شده توئه
صورتت برام نقابه خودتو نشون بده
اون که تن میده به هر نقابی که مده توئه
لای برگای کتابا دنبال خودت نگرد
تو غبارا تو سرابا دنبال خودت نگرد